عاطفه رشنویی، مدیر میراث جهانی سامانه آبی تاریخی شوشتر در یادداشتی نوشت: میراث فرهنگی، چه ملموس و چه ناملموس، جلوهای از تداوم تاریخی جوامع انسانی است؛ تداومی که حافظه جمعی، نظامهای دانشی و شیوههای زیست را در بستر زمان منتقل میکند. در جهان معاصر که با گسستهای فرهنگی، زیستمحیطی و اجتماعی روبهروست، موزهها نقشی فراتر از نگهداری آثار تاریخی دارند. شعار جهانی روز موزهها در سال ۲۰۲۶ با عنوان «موزهها، پیونددهنده جهان گسسته» بر همین کارکرد بنیادین تأکید میکند: بازسازی پیوندها میان انسان، فرهنگ و طبیعت. در سطح ملی نیز شعار «موزهها، هویت و انسجام ملی» یادآور آن است که صیانت از میراث فرهنگی، تقویتکننده همبستگی اجتماعی و استمرار هویت تاریخی ملتهاست.
کنوانسیون ۱۹۷۲ حفاظت از میراث جهانی فرهنگی و طبیعی و اسناد مرتبط با توسعه پایدار نشان میدهد که میراث، صرفاً بازماندهای از گذشته نیست، بلکه منبعی راهبردی برای آینده است. در این چارچوب، میراث جهانی بهمنزله سرمایهای فرهنگی تلقی میشود که میتواند در سیاستگذاریهای محیطزیستی، برنامهریزی شهری و ارتقای کیفیت زندگی نقشآفرین باشد. تجربههای تاریخی در مدیریت منابع آب، معماری اقلیمی، نظامهای کشاورزی بومی و سازمان فضایی شهرها نمونههایی از دانشی هستند که قابلیت انطباق با نیازهای امروز را دارند.
پایداری، در معنای علمی آن، مستلزم توازن میان ابعاد زیستمحیطی، اجتماعی و اقتصادی توسعه است. این توازن بدون اتکا به زمینههای فرهنگی هر جامعه تحقق نمییابد. میراث فرهنگی با انتقال الگوهای آزمودهشده سازگاری با محیط، میتواند راهنمایی برای مواجهه با بحرانهایی چون تغییر اقلیم، کمبود منابع و گسست اجتماعی باشد. از این منظر، حرکت «از میراث جهانی تا میراث پایدار» فرآیندی پویا است که حفاظت را با بهرهبرداری آگاهانه و مسئولانه پیوند میدهد.
موزهها در این میان جایگاهی کانونی دارند. آنها نهادهای علمی و آموزشیاند که با گردآوری، مستندسازی و تفسیر آثار، امکان گفتوگو میان نسلها و فرهنگها را فراهم میکنند. پژوهشهای باستانشناسی، مردمشناسی، تاریخ هنر و مطالعات میانرشتهای در حوزه محیطزیست، نشان دادهاند که تحلیل دادههای تاریخی میتواند به درک الگوهای بلندمدت تعامل انسان و طبیعت یاری رساند. چنین دانشی، بنیانی برای تصمیمگیریهای آگاهانه در سطح ملی و جهانی فراهم میآورد.
در بُعد ملی، موزهها حافظ روایتهای مشترکی هستند که انسجام اجتماعی را تقویت میکند. بازنمایی منصفانه و علمی تنوع فرهنگی، زمینهساز همدلی و همگرایی میان گروههای مختلف جامعه است. هویت ملی زمانی پایدار میماند که بر شناخت مستند گذشته و احترام به میراث مشترک استوار باشد.
بر این اساس، پاسداشت میراث فرهنگی تنها به معنای حفاظت فیزیکی آثار نیست، بلکه مستلزم ادغام آن در فرآیندهای آموزشی، پژوهشی و برنامهریزی توسعه است. میراث جهانی زمانی به میراثی پایدار بدل میشود که در زندگی روزمره، در سیاستهای عمومی و در آگاهی نسلهای آینده جاری باشد. موزهها با ایفای نقش پیونددهنده در جهان گسسته امروز، میتوانند پلی میان گذشته و آینده بسازند و از رهگذر تقویت هویت و انسجام ملی، زمینهساز توسعهای پایدار و انسانی شوند.
انتهای پیام/

نظر شما